آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

202.این 2-3 روزه!

1392/4/24 20:34
نویسنده : مامان آرام
1,111 بازدید
اشتراک گذاری

جمعه اثاث کشی مامانبزرگه بود و ما رفتیم اونجا ... خیلیییییییییییییی خسته کننده بود ... بابات گفت بذارمت پیش مامانی ولی دلم نیومد اینهمه ساعت نبینمت:) بعدم قرار نبود من برم ولی دیدم فقط یه جمعه س که با همیم و دوست داشتم پیش مرتضی باشم ... خلاصه از 1:30 تا 12:30 شب درگیر بودیم ولی تموم شد بهرحال:) اینم از فنجونهای تو که بالاخره مامانبزرگه پیداش کرد:) اینا رو موقعی که برای مرضی سیسمونی گرفته بود برای نی نی ما خریده بود ... دستش درد نکنه:)

شبش از بس خسته بودی توپ خوابیدی ... شنبه رفتیم خونه ی مامانی یعنی اومدن دنبالمون ... راستی دیروز احمدآقا برامون قهوه ها رو که خریده بود آورد خودمون هم پیداش کردیم تو تهران راستش:) ولی بازم دستش درد نکنه:)

افشین اینا هم بودن و کلی بازی کردی ... گفتم شب راحت میخوابی ولی بیچارمون کردی ... مرتضی هم در اتاق رو بست و خوابیدیم ... هی میومدی سرت رو میذاشتی رو دست من و میخوابیدی قربونت برم:* ولی نمیرفتی تو جات بخوابی ... بالاخره از خستگی خوابت برد ... صبح زنگ زدم به مطب دکتر پروند و گفت یه جور حساسیت داری به سودوافدرین که توی شربت سرماخوردگیه و بعضی بچه ها باهاش هایپ میشن:) ایشالا دیگه راحت بخوابیم:)

امروز هم خاله هانی مهربون اومد پیشمون و با هم رفتیم پیش تائیس جون و لباس گرفتیم باز:دی 

این لباس خوشگل رو هم خاله برات زحمت کشیده :) دستت درد نکنه خاله جونی:*

اینم خریدام از تائیس جون:)

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (5)

هانی
25 تیر 92 0:53
چه سرویس خوشگلی دست مامان بزرگه درد نکنه...
لباسهات مبارک باشه خاله...ایشالا به شادی بپوشی...خوجل بشی...
اصلا هم قابل نداشت مامانی ...من خیلی به شما زحمت میدم همیشه...


شما رحمتی خاله جون خوشجال میشیم پیشمون میای با بچه مون دالی بازی نیز میکنی تازشم
زهرا
25 تیر 92 3:36
مبارکه ...

فنجونا خیلی شیکن !

منم تاییس جون میخوام !



مرسی خاله
بیا بریم خوب
atefeh
25 تیر 92 12:21
مبارکت باشه خاله جونم

چه خوبه که تایس جون پیشتونه

مرسی خاله اومدی تهران بیا با هم میریم پیشش
tahmin
25 تیر 92 15:55
به به ! مبارک ها باشه
چیگده ناناس
تعریف اون صورتی رو خیلی شنیدم هاااااا


مرسی خاله جون
(ainaz(amitis
26 تیر 92 14:12
به به به چه ست خوشملی داری خاله

منم لباس میخوااااااام .منم میخوام برم تاییس


پاشو خاله گریه نکن پاشو بریم بووووس